غلامحسین کرباسچی با اشاره به حوادث اخیر در کشور گفته است:
در حال حاضر فکر میکنم جامعه و دولت به فکر این هستند که حوادث و خسارتهای کمسابقه اخیر را هضم کنند و پشت سر بگذارند. مردم در بهت و حیرت هستند و نسبت به آنچه در کشور رخ داده احساس ناراحتی میکنند.
فکر میکنم برایشان هم در وهله اول مهم نیست که عامل خارجی و موساد دست به این کارها زده یا دلایل دیگری داشته. چون هر کدام از این عوامل که وجود داشته باشد، به نوعی دیواری مقابل فکر و ذهن جامعه میکشد و بنبستی تحلیلی به وجود میآورد.
سوالی که مطرح میشود این است که اگر دست عوامل موساد و کشورهای خارجی در کار است، چگونه ناگهان در سراسر کشور دست به این فجایع زدند. از کجا آمدند؟ در حال حاضر موضوع این نیست که در بنبست هستیم یا نه؛ الان بحث این است که وقایع اخیر باید برای مردم تحلیل شود.
فجایع زیادی رخ داد و قطعاً بدخواهان ایران هم در آن دست داشتند. اما برای خود من باورش سخت است که چنین پدیدهای با این عمق در کشور وجود داشته و دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی ما که قدرت فوقالعادهای دارند، تقویت شدند و در این چند دهه تجربیات زیادی کسب کردند، نمیدانستند چنین پتانسیلی برای انجام اقداماتی مثل خرابکاری، آتش زدن مسجد و به قتل رساندن مردم وجود دارد. من هم شخصاً در این مورد، از لحاظ فکری در بنبست و بسیار بهتزده هستم.
مطالبه مردم ایران تغییری نکرده و چیز جدیدی نیست. همان است که پیش از این هم وجود داشت. پایه مطالبه این است که یک دولت باعرضه و توانمند وجود داشته باشد و بتواند امور کشور را مدیریت کند.
در شرایط فعلی، اگر نفوذی و تروریست در کشور حضور دارد، اگر عوامل موساد هستند، دستگاههای مسئول آنها را کشف کنند. در سطح بالاتر هم مطالبه اصلی، بهبود وضعیت زندگی مردم است. مردم از لحاظ اقتصادی شرایط سختی را میگذرانند. بحث یک نفر و دو نفر نیست. بحث درباره اکثریت جامعه ایران است.
آقای پزشکیان کلاه خود را قاضی کند و ببیند قولهایی که به مردم داد مثل باز کردن فضای داخلی و خارجی چقدر عملی شده. دولت در ایران دارد مفهوم اصلی و کارکرد خود را از دست میدهد. در هیچ زمینهای نمیشود گفت این دولت فعال، حاضر و در حال حل کردن مشکل است.
همه نیروهای دیگر در کشور فعال هستند و کاری که میخواهند را انجام میدهند به غیر از دولت. این دولت در هیچ زمینهای هیچ توانی از خودش نشان نمیدهد. یک روز مجلس تصمیمی میگیرد یا تشری به یک وزیر میزند، دولت عقب میرود. یک روز تندروها میآیند و یک روز کندروها مسئله درست میکنند. دولت هم این وسط بلاتکلیف است.
توقع مردم این است که دولت کارهایی که قرار بوده را انجام دهد. دولت آقای پزشکیان در وضعیتی سر کار آمد و قول و قراری با مردم گذاشت که وضعیت کشور بهتر میشود. دولت کلاه خودش را قاضی کند و ببیند در کدامیک از بخشها، میتواند آماری بدهد که وضعیت نسبت به دولت آقای رئیسی بهتر شده است، همان دولتی که ما میگفتیم از آن ناراضی هستیم و ناکارآمد است.
دولت در یکسال و نیم گذشته نشان داد توانایی اجرای هیچ کدام از حرفهایی که میزند یا در ظاهر نشان میدهد به آنها معتقد است را ندارد. ملغمهای هم به نام وفاق درست کردند که کار نمیکند. اگر دولت میخواهد بنبستی را بشکند، اول باید تکلیف خودش را معلوم کند و پای وعدههایی که به مردم داده بایستد.
مردم که توقع جدید و فوقالعادهای از آنها ندارند. آقای پزشکیان چه زمانی که در مجلس بود و چه در تبلیغات انتخابات جملهای را به نقل از حضرت امیر (ع) و نامه ایشان به مالک اشتر میگفت. ایشان در نامه ۵۳ مینویسند: «و لا تکونن علیهم سبعا ضاریا تغتنم اکلهم ، فانهم صنفان: اما اخ لک فی الدین و اما نظیر لک فی الخلق» یعنی «نسبت به آنان (مردم مصر) جانور درنده نباش که خوردن آنها را غنیمت بدانی، که آنان بر دو دستهاند: یا با تو برادر دینیاند و یا در آفرینش مانند تو هستند.»
آقای پزشکیان بیاید و به حرفهایی که زده و ارجاعاتی که به نهجابلاغه داده عمل کند. ببیند آنچه در یکسال و نیم گذشته در دولت ایشان اتفاق افتاده با آنچه گفته است، یکسان است یا نه. اگر تطبیق میکند که هیچ. اگر تطابق ندارد، بنبست دقیقا همین است.