اختصاصی هم وطن؛ گروه اجتماعی / ماهور ایرانی
آتشسوزیهای جنگلهای هیرکانی، بهویژه حریق اخیر در منطقه الیت مرزنآباد چالوس در استان مازندران، یکی از بحرانهای زیستمحیطی جدی است که این میراث طبیعی ارزشمند را تهدید میکند.
جنگلهای الیت چالوس جزء مناطق اکوتون کهن زیستگاهها هیرکانی در شمال ایران است. اکوتون به مرز بین دو زیستگاه گفته میشود که تنوعزیستی بالایی دارد و اغلب گونههای جانوری و گیاهی هر دو زیستگاه مجاور در آن زندگی میکنند. این منطقه همچنین در مجاورت منطقه حفاظت شده چهار باغ چالوس قرار داشته و ارزش حفاظتی این منطقه را دوچندان میکند. مطابق شواهد و گفتههای اهالی بومی مناطقی که درگیر آتشسوزی شدند اغلب ارتفاعات شیبدار درگیر آتش هستند.
وقوع آتش سوزی در اکوسیستمها یک امر عادی طبیعی است . این آتش سوزیها و باقی استرسهای محیطی اغلب به نفع اکوسیستم هستند. آتش سوزیها در مناطق بکر و زون امن در نقاطی که اصطلاحا زیستگاهها به نقطه اوج یا کلیماکس رسیده باعث میشود فرصتهای بیشتری برای رقابت بین گونهها فراهم شود و روندهای اکولوژیکی مسیرهای متنوعتری را طی کنند. اما آتش سوزی منطقه الیت در اکوتون یعنی در مرز بین زیستگا ها رخ داده است نه در منطقه امن. به همین دلیل فرضیههای مطرح شده در مورد طبیعی بودن آتش سوزی را زیر سوال می برد.
طبق اطلاعات به دست آمده از سوی خبرنگار هم وطن، مطابق آمارها میانگین دمای آبان ماه امسال در دو استان گیلان و مازندران در مقایسه با میانگین ۳۰ ساله اخیر بیش از ۵ درجه افزایش داشته است. همین امر به تنهایی می توانست منجر به اعلام هشدار از سوی سازمان هواشناسی به سازمان مدیریت بحران برای پیشگیری از وقوع آتش و جلوگیری از حضور مردم در مناطق بکر شود که متاسفانه این اقدام انجام نگرفته است.
در ادامه با توجه به اینکه این آتش سوزی در ۱۰ روز اول در مناطق محدودی از عرصههای طبیعی رخ داده بود، باید از سوی سازمان منابع طبیعی کنترل و اطفا میشد که این اتفاق نیز رخ نداده است تا بتواند آتش را مهار کند. به همین دلیل سه ارگان دولتی سازمان هواشناسی، سازمان مدیریت بحران و سازمان منابع طبیعی در ردیف نخست متهمان وضعیت فعلی منطقه الیت در جنگل های چالوس قرار دارند.
طبق اخبار رسیده به خبرنگار هموطن، وزارت نیرو در یکی از جلسات پیشگیری از آتش سوزی جنگل الیت بودجه 2 هزار میلیارد تومان به سازمان منابع طبیعی جهت امکان فراهم آوردن تجهیزات داده بود که این سازمان نه تنها هیچ امکاناتی را تهیه نکرده حتی معلوم نیست سرنوشت این بودجه در کجا هزینه شده است. همچنین نبود بودجه کافی برای تشکیل یگان واکنش سریع آتش سوزی در جنگلهای کشور که طبیعتا باید در مجموعه سازمان منابع طبیعی مستقر باشد از دیگر دلایل ادامه دار بودن آتش سوزی در این منطقه است.
جنگلهای الیت چالوس به لحاظ آنکه همزمان منطقه اکنون و هم منطقه کریدور حیات وحش در فصلهای مختلف سال هستند از اهمیت ویژهای برخوردار است و این آتش سوزی حتی میتواند مسیر کریدورهای حیات وحش در این منطقه را تغییر دهد که تبعات جدی برای اکوسیستم این منطقه به دنبال خواهد داشت.
با توجه به آنکه آتش سوزی در منطقه ای با شیب بالای 60 تا 80 درجه رخ داده، اگر در سالهای آینده به صورت جدی از آن محافظت نشود و رستنیهای بومی به این منطقه برنگردد، می تواند در اثر تشدید رخدادهای اقلیمی که کشور ما در معرض جدی آن قرار دارد، دچار فرسایش خاک و سیلابهای خطرناک شود که همین روند به طور قطعی تبعات اجتماعی و محیط زیستی به دنبال خواهد داشت.
همچنین طبق اخبار رسیده به خبرنگار هموطن، طبق گزارشهای جوامع محلی در آن منطقه، درخواستها برای اعزام بالگردها و هواپیماهای آبپاش (مانند ایلوشین) در روزهای اولیه از سوی مدیران سازمان منابع طبیعی جدی گرفته نشد و پس از شدت گرفتن آتش سوزی با تأخیر موافقت شده است. این تأخیر برای مهار آتش موجب گسترش حریق شد.
در ادامه عواملی مانند عدم احداث راههای دسترسی آسان به نقاط حساس جنگل برای مواقع اضطراری، وجود درختان شکسته و خشک که به دلیل قوانین خاص از جنگل خارج نمیشوند، به عنوان مواد سوختی عمل کرده و افزایش شدت آتش و در نهایت کمبود پایش و نظارت، نبود دوربینهای تلهای برای رصد به موقع و پیشگیری از حریق در مناطق پرتردد گردشگری از جمله موارد مورد اشاره در ساختارهای مدیریتی و زیرساختی است.
جنگلهای هیرکانی که به دلیل قدمت چندین میلیون ساله به موزه طبیعی معروفاند، خانه گونههای گیاهی (مانند راش، بلوط و شمشاد) و جانوری کمیاب هستند. آتشسوزی در این مناطق یک فاجعه زیستمحیطی جبرانناپذیر محسوب میشود که نه تنها میراث ایران بلکه میراث طبیعی جهانی را تهدید میکند.
تأثیرات بلندمدت آتشسوزی بر اکوسیستم هیرکانی، که یک میراث جهانی با قدمت دهها میلیون سال است، بسیار عمیق، گسترده و عمدتاً جبرانناپذیر هستند، بهویژه اگر دفعات وقوع حریق افزایش یابد. این جنگلها بر خلاف برخی اکوسیستمهای دیگر (مانند جنگلهای کاج) که برای بقا به آتش وابستهاند، اکوسیستمهایی هستند که تحمل کمتری در برابر حریقهای شدید دارند.
به طور مثال گونههای درختی بومی و کهن هیرکانی مانند راش (مازو)، بلوط، افرا، و سرخدار (که رشدی بسیار کُند دارند) بیشترین آسیب را میبینند. مرگ این درختان بهویژه در اثر حریقهای تاجپوش Crown Fire که به ارتفاعات میرسد، به معنای از دست رفتن سرمایهای است که بازگشت آن دهها تا صدها سال زمان میبرد.
همچنین پس از آتشسوزی، پوشش گیاهی منطقه ممکن است به سمت گونههایی تغییر کند که سریعتر رشد میکنند اما پایداری اکوسیستم کمتری دارند. این تغییر میتواند ساختار جنگل را از نوع متراکم پهنبرگ به سمت جنگلهای مخلوط با تراکم کمتر ببرد. همچنین آتشسوزی شدید میتواند بستر بذر Seedbed را از بین برده و درختان جوان و نهالها را کاملاً محو کند. اگر درختان بالغ برای بذردهی کافی نباشند یا فواصل آتشسوزی کوتاه باشد، زادآوری طبیعی جنگل مختل شده و در بلندمدت تخریب جنگل رخ خواهد داد.
جنگل هیرکانی زیستگاه گونههای مهمی مانند پلنگ، خرس قهوهای، مرال و شوکا است که آتشسوزی شدید میتواند تأثیرات جبرانناپذیری بر جمعیت آنها بگذارد. همچنین حرارت شدید آتش، مواد آلی خاک را سوزانده و لایهای ضدآب در سطح ایجاد میکند که مانع جذب آب میشود. در نتیجه، هنگام بارندگیهای شدید که در مازندران شایع است، آب به جای نفوذ به زمین، به سرعت جاری شده و باعث فرسایش شدید خاک، رانش زمین و وقوع سیلاب در دامنهها و مناطق پاییندست میشود.
همچنین تشدید آتشسوزی در جنگل هیرکانی به ویژه در جنگل الیت بر معیشت جوامع محلی مانند دامداران و کسانی که از محصولات فرعی جنگل استفاده میکنند تأثیر منفی گذاشته و پتانسیل گردشگری طبیعی در منطقه را به شدت کاهش میدهد. بنابراین دولت و به ویژه سازمانهای منابع طبیعی به عنوان متولی اصلی حفاظت از جنگلها و مراتع باید بودجه بیشتری را صرف مقابله با بحران، پایشهای بلندمدت و تلاش برای احیای مصنوعی کاشت نهال کنند که این امر فشار مضاعفی بر بودجه جاری کشور وارد میسازد.
در نهایت آتشسوزیهای مکرر و شدید در هیرکانی میتواند این اکوسیستم کهن را به سمت یک وضعیت پایداری جدید اما فقیرتر سوق دهد که بازگشت آن به حالت قبل، شاید قرنها به طول انجامد.