اختصاصی گروه سیاسی/ نیکان توحیدی
هشتاد و شش روز از قطع سراسری اینترنت در ایران میگذرد. این طولانیترین خاموشی دیجیتال در تاریخ معاصر جهان است که زندگی روزمره میلیونها شهروند را فلج کرده است.
محمد سرافراز، عضو شورای عالی فضای مجازی، به تازگی پرده برداشته که تجهیزات قطع دائمی اینترنت از چین خریداری و وارد شده و اپراتورهای عضو همین شورا در پشتپرده تصویب طرح «اینترنت پرو» ذینفع هستند.
این اعتراف، بیش از هر سند محرمانهای، ماهیت پروژه حاکمیت را آشکار میکند: تبدیل ایران به یک کره شمالی جدید، جایی که دسترسی به جهان بیرون نه حقی همگانی، بلکه امتیازی طبقاتی برای وفاداران و ثروتمندان است.
این سیاست نه واکنش موقتی به بحران امنیتی، بلکه گام نهایی در پروژه بلندمدت انزوای جامعه و تحکیم قدرت است. رژیم که از اعتراضات سراسری دیماه ۱۴۰۴ وحشتزده شده، اینترنت را به ابزاری برای سرکوب و اخاذی اقتصادی بدل کرده است.
خرید تجهیزات چینی برای قطع دائمی، نشاندهنده عزم راسخ برای پایان دادن به هرگونه ارتباط آزاد است.
در این مدل، اینترنت «پرو» نه راهحل، بلکه ابزاری برای تبعیض است: عدهای خاص با پرداخت مبالغ سنگین یا ارائه مدارک وفاداری، به شبکه جهانی دسترسی دارند، در حالی که اکثریت قریب به اتفاق مردم به شبکه ملی محدود و سانسور شده محدود و محکوم شدهاند.
خسارتهای اقتصادی؛ فاجعهای که آمار فاش میکند
اثرات مخرب این قطع بر معیشت مردم فراتر از تصور است. طبق برآوردهای خود نهادهای حکومتی، هر روز قطع اینترنت حدود پنج هزار میلیارد تومان به اقتصاد کشور خسارت وارد میکند.
در هشتاد و شش روز، این رقم به بیش از چهارصد هزار میلیارد تومان رسیده که معادل یارانه نقدی سالانه برای میلیونها خانوار است. حتی وزیر ارتباطات جمهوری اسلامی اذعان کرده که خسارت روزانه به بخش اقتصاد دیجیتال پانصد میلیارد تومان و به کلاناقتصاد تا پنج هزار میلیارد تومان است.
فروش آنلاین در این دوره حدود هشتاد درصد کاهش یافته است. کسبوکارهای کوچک و متوسط، فریلنسرها، استارتآپها و فروشگاههای اینترنتی که به پرداختهای آنلاین وابسته بودند، عملاً تعطیل شدهاند.
شاخص بورس تهران در روزهای اولیه سقوط شدیدی را تجربه کرد و تعداد تراکنشهای مالی صدها میلیون کاهش یافته است. بسیاری از کسبوکارها با کمبود نقدینگی و ورشکستگی مواجه شدهاند.
در سطح خرد، میلیونها ایرانی که معیشتشان به اینترنت متکی بود – از معلمان خصوصی آنلاین، طراحان گرافیک، رانندگان تاکسی اینترنتی تا صادرکنندگان کوچک – درآمدشان به صفر رسیده است. گزارشها از ثبتنام صدها هزار نفر برای بیمه بیکاری حکایت دارد. رشد تولید ناخالص داخلی بدون نفت در نیمه نخست ۱۴۰۴ منفی شده و بخش خدمات و تجارت الکترونیک بیشترین ضربه را خورده است. کارشناسان اتاق بازرگانی خسارت مستقیم روزانه را سی تا چهل میلیون دلار و با احتساب اثرات غیرمستقیم تا هشتاد میلیون دلار برآورد کردهاند. در هشتاد و شش روز، این ارقام به میلیاردها دلار رسیده است؛ منابعی که میتوانست صرف اشتغال، بهداشت یا آموزش شود، حالا صرف حفظ یک سیستم سرکوب دیجیتال شده است.
ابعاد اجتماعی و انسانی فاجعه
فراتر از اقتصاد، قطع اینترنت پیوندهای خانوادگی را گسسته، دسترسی به خدمات درمانی و آموزشی را محدود کرده و انزوای روانی را تشدید کرده است.
دانشجویان نمیتوانند به منابع علمی بهروز دسترسی داشته باشند، بیماران در مناطق دورافتاده از مشاورههای پزشکی آنلاین محروم ماندهاند و فعالان مدنی و روزنامهنگاران مستقل از انعکاس صدای مردم بازماندهاند. این سیاست، شکاف طبقاتی را عمیقتر کرده است: کسانی که به اینترنت پرو دسترسی دارند (معمولا نزدیکان حکومت یا صاحبان سرمایه)، کسبوکارشان را حفظ کردهاند، در حالی که لایههای پایین جامعه در فقر دیجیتال غوطهور شدهاند.
طرح اینترنت پرو، که اپراتورهای شورای عالی فضای مجازی از آن سود میبرند، عملا بازار فیلترشکن و دسترسیهای ویژه را به انحصار درآورده است.
این همان اخاذی سازمانیافته است: ابتدا اینترنت را قطع کنید، سپس با قیمت بالا بفروشید. یعنی رد همان ادعایی که محمدجواد ظریف در زمان تبلیغات انتخاباتی به سود مسعود پزشکیان داشت. او مدعی بود که پزشکیان کسی نیست که اینترنت را قطع کند و بعد به مردم فیلترشکن بفروشد!از سوی دیگر، سرافراز، رئيس اسبق صدا و سیمای جمهوری اسلامی صراحتا اشاره کرده که ذینفعان قطع، همزمان در بازار فروش دسترسیهای ویژه فعال هستند. این تناقض آشکار، ماهیت فاسد و ضد مردمی رژیم را نشان میدهد.
قطع اینترنت، پروژهای برای بقا به قیمت نابودی ملت
جمهوری اسلامی با این اقدام، نشان داد که حفظ قدرت برایش مهمتر از معیشت و آینده مردم است.
خرید تجهیزات چینی برای قطع دائمی، سیگنال روشنی به جامعه جهانی و مردم ایران است که این رژیم قصد عقبنشینی ندارد. اما تاریخ نشان داده که چنین سیاستهایی نهایتا به انزوای بیشتر و فروپاشی اقتصادی منجر میشود.
هشتاد و شش روز خاموشی، نه تنها اقتصاد را نابود کرده، بلکه اعتماد عمومی را برای همیشه از بین برده است. البته ناگفته پیدا است که بار دیگر در این سرکوب همگانی، پای دیکتاتور حاکم بر چین و روابط این حکومت کمونیستی با جمهوری اسلامی در میان است و بار دیگر چین در سرکوب مردم ایران نقش مستقیم ایفا کرده است.